شمس الدين حافظ
27
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
[ شرح ] غزل 1 بيت 1 : ساقى : كسى كه آب يا شراب به ديگران مىدهد . ( در اصطلاح صوفيان ، پير كامل كه به مريدان فيض رساند . ) - اى ساقى جام شراب را در مجلس به گردش درآور . به همهى حاضران و از جمله به من بده تا بنوشم . باشد تا در عالم مستى مشكلات عشق را كه در ابتدا آسان به نظر مىرسيد ، چند لحظهاى فراموش كنم . بيت 2 : نافه : مادهى خوشبويى كه از ناف آهو مىگيرند . صبا : باد بهارى ، نسيم صبحگاهى ، پيك عاشقان طره : گيسو تاب جعد : به ايهام ، پيچ و تاب گيسو خون افتاد در دلها : دل عاشقان منتظر ، خون شد . - به اميد بوى خوشى كه نسيم بهارى از گيسوان مشكين و مجعد دلدار بياورد ، دل عاشقان منتظر ، خون شد . بيت 3 : منزل جانان : منزل محبوب ؛ به كنايه ، دنياى فانى جرس : زنگ كاروان بربنديد محملها : بار و بنهتان را جمع كنيد و آمادهى كوچ كردن باشيد . بار و بنهتان را جمع كنيد و آمادهى رفتن باشيد . ( من در منزل محبوب هيچگونه امنيت اقامت ندارم ، چه هر لحظه زنگ كاروان نواى كوچ كردن را اعلام مىكند . ) بيت 4 : سجاده : جا نماز پير مغان : مرشد ، پير دليل سالك : مرشد و راهنما ، مرد راه . كسى كه در طى مراتب سلوك به مرتبهاى مىرسد كه از اصل و حقيقت خود آگاه مىشود و مىفهمد كه او تنها اين صورت و نقش ظاهر نيست . - اگر مرشد و پير طريقت گفت كه سجادهء نمازت را به مى بيالاى ، اطاعت كن ؛ زيرا او از تمام مراحل سير و سلوك آگاه است . چو پير سالك عشقت به مى حواله كند * بنوش و منتظر رحمت خدا مىباش بيت 5 : گرداب : محلى در دريا كه آب به دور خود مىچرخد و هر كه و هر چه در دهانهى آن قرار گيرد ، غرق مىشود . هايل : خطرناك سبكباران ساحلها : آسودهخاطران كنار دريا - آسودهخاطران كنار دريا چگونه ممكن است از حال ما كه گرفتار چنين گرداب خطرناكى شدهايم ، با خبر باشند . بيت 6 : خودكامى : خودكامگى و خودرأيى محفلها : انجمنها به علت خودكامگى و خودرأيى ، كارم به رسوايى و بدنامى كشيده شد . مسلم است رازى كه در تمام محافل فاش شده ، هيچگاه پنهان نخواهد ماند . بيت 7 : حضور : قرب الهى - چنانچه طالب قرب الهى هستى ، لحظهاى از ياد او غافل مشو ، آرى پس از ملاقات معشوق ، دنيا و متعلقات آن را رها كن .